عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1025

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

دول شادىها كردند و مردم به سر آنها گلها ريختند كه دولت ايران مشروطه شد . مشير الملك ميل دارد كه رئيس مجلس شوراى شود و جمعى واسطه دارد . ليكن علما قبول نمىنمايند . در هجو امير بهادر وزير دربار با شاه مريض و خلق ياغى چكنم * با صدر و پرنس و بد دماغى چكنم اين شاه و وزير و شهر هرسه به كنار * با . . . قراجه داغى چكنم در عزل اتابيك هزار و سيصد و بيست و چهار از هجرت * وداع كرد صدارت مجيد بىغيرت در عشر اول رجب ، در خانهء آقا سيد محمد ، شاگردان مدارس دار الفنون ايجاد مجلسى مسمّى به « مدار ترقى علوم » نموده‌اند و مقصودشان از اين مجلس ، تربيت صحيحى براى دولت است . در سيزدهم رجب كه عيد سعيد بود ، در قصر نياوران قبل از ظهر انعقاد سلام شد . در دربار ، صدر اعظم با شعاع السلطنه و نير الدوله چند ساعت خلوت كرد . هم در آن روز ، دستخطى شاه نموده بود كه تمام وزرا و رجال همراه صدر اعظم حضور بيايند مگر وزير دربار كه تنها مجاز است . شب عيد هم در بالا چراغان و آتشبازى شد . چراغان ملى هم در طهران به عمل آمد . سه ساعت به غروب مانده در مدرسهء نظامى انعقاد مجلس شوراى ملى شد . قريب دو هزار نفر حضور داشتند . علما نيز بودند . انتخابنامه را كه بيست و دو فصل بود قرائت ، همان انتخابنامهء سابق است جزئى تغيير كرده . بعضىها ايراد جزئى كردند . رد شد . براى ملت خيلى مفيد است . دولت در تحت او خواهد بود . هنوز به صحهء شاه نرسيده . بعد آقا سيد عبد اللّه ايستاد و نطق كرد و مردم را به صبر امر كرد و گفت اين نظامنامه را مىفرستم و شاه صحه نمايد . روز پنجشنبه بياييد و تمام است و نيز عمل نان و گوشت در اين چند روز به تجار داده مىشود و تمام مىشود كه در تمام سال به يك قيمت و ارزان بفروشند . مردم گفتند ما براى نان و گوشت حاضر نشديم . مقصود استحكام مجلس شورى است . چند نفر جلو سيد عبد اللّه را گرفتند و گفتند ما